
حرامي ي بازآمدن
اي مرگ آخرينم
عبور كن ا زشام غريبان دامنم
اي آذرخش نباتي
خميده بشكن
در خم نارنجي .
- - - - - - - -
گاو زيبا!
چه كم بودی در اين دنيا
آماده برای تشنگی
و گل های سربی دمن
سامعه در صور
نشسته بر اين مرغزن
گاو زيبا!
چه كم بودی در اين دنيا
- - - - - - - - -
با شتاب پلك ميسوزان
در كوره های دقيانوس می گذرم
می گذرانم انبيا را
از ميدان ابوالهول
من آنم آری
كه پل به ديدن من
سی و سه چشم دارد
آبم
لاشه به بازو دارم